خرید بک لینک
امروز تنها خریدار مرقام بودم که تعداد ناچیزی از صف فروش برداشتم. جالب است که همین چند روز پیش یک PS5 با وسایل اضافی برای پسرم خریدم 35 میلیون تومان. ارزش معاملات امروز مرقام هم همین بود!!! این را برای ثبت در تاریخ نوشتم که یادمان باشد روزی را که ارزش معاملات بورسی یک شرکت IT به اندازۀ یک عدد اسباببازی کامپیوتری بچگانه بود، و فقط یک عدد! راستی آن کسانی که در سال 1399 مرقام را در 6500 تومان میخریدند چه فکری میکردند؟ چرا امروز آنگونه فکر نمیکنند؟ آیا دوباره به همان افکار باز نخواهند گشت؟ باید صبر کرد و دید. این حرف زیگموند فروید یادمان باشد: «کسی که به یاد نیارد مجبور به تکرار است». مردم به یاد نمیآورند که سالها پیش بورس چند بار قبرستان شده، و باز به یاد نمیآورند که چند بار باز گلستان شده و از این رو مجبور به تکرار هستند!فعلاً ماییم و ارقامی (و مرقامی!) که ترسناکند. ما همیشه تنهاییم. راستی در بازارهای مالی امنیت در تنهایی است یا باهم بودن؟از مرقام زیانده و بدرد نخور و آشغال هم خواهشمندیم تا 600 و اگر لطف کنند تا 400 بریزند و ما را تا خرخره در زیان فرو برند! ما عاشق زیان هستیم. + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 13:14 توسط احسان سپهریان  | 

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 21 خرداد 1403 ساعت: 12:30

در بازارهای مالی همزمان دو جَوّ در جریان است: جوّ خشکسالی و قحطی و جوّ فراوانی و سرسبزی. انگار که در یک منطقۀ بیابانی قحطیزده، مکانهایی سرسبز برای بزم و عیش هم وجود دارد که البته سرسبزی آن بسیار گذراست و به زودی رنگ میبازد و جابجا میشود. مدام خبر میآید که فلان جا که قبلاً محفل عیش و فراوانی بود به بیابانی قحطی زده بدل شده و بر عکس. در این فضا، عدهای مدام با عوض شدن اخبار از اینجا به آنجا در حال دویدن هستند تا فوراً خود را از بیابان به بزمگاه برسانند، غافل از اینکه هر کدام در گذشته در نقش متضاد خود بوده و در آینده هم باز خواهد بود. با این نگاه، عدهای دیگر به اخبار نگاه میکنند ولی بر اساس آن تصمیم فوری نمیگیرند. آنها هر خبری را در مقایسه با اخبار گذشته تحلیل میکنند. یعنی یک خبر را واقعیت مطلق نمیگیرند بلکه صرفاً وزنی به آن میدهند ولی میانگین آن را با اخبار و رویدادهای گذشته لحاظ میکنند. بدین سان، آنها ممکن است در بیابان بمانند و گوشهای را برای خود انتخاب کنند و در آن سنگر بگیرند و صبر کنند تا همینجا دوباره به دشت سرسبز و محفل عیش بدل شود. خوبی این کارشان این است که گرفتن جای وسیع در بیابان راحت است. هر چقدر از کویر را بخواهی میتوانی برداری و دورش را دیوار بکشی. کسی مانعت نمیشود چون اصلاً کسی آنجا نیست که بخواهد مانعت شود. این یعنی سرمایهگذاری.معاملهگری یعنی ناخنک زدن به باغ مردم و فرار کردن. پاداش آن فوری است، یعنی در لحظه حال میدهد و هیجانانگیز است ولی اگر گیر صاحب باغ بیفتی تمام آن عیش، و گاهی جانت از دماغت بیرون میآید. سرمایهگذاری ساختن باغ است. سالها طول میکشد و هیچ هیجانی هم ندارد. مدتها باید بیل بزنی و چاه بکنی و دیوار بکشی. شاید تمام حالش را

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 3:44

دوستی پرسیده بود: در کلاس یوگا و مدیتیشن شرکت میکنم و در آنجا گاهی افراد صحبت از انرژیدرمانی میکنند. آیا اینها ربطی به هم دارند؟من در پاسخ نوشتم:اگر منظورتان از انرژیدرمانی این است که کسی میتواند با نوعی انرژی (کوانتمی، کائناتی، تشعشعی و انواع دیگر انرژیهای ناشناخته) تغییری در کسی بوجود آورد، باید گفت که کلاهبرداری محض است! اما چرا؟در ISTDP (رواندرمانی کوتاه مدت پویشی فشرده) یکی از اصول اساسی در ایجاد رابطهٔ درمانی (که بدون آن درمان هنوز شروع هم نشده است)، خنثی کردن انواع دفاع فرافکنی است. و دقت کنیم که فرافکنی جزء دفاعهای بدوی است.بیمار باید اذعان کند که من مشکلی درونروانی دارم، که به من مربوط است (نه دیگری)، میدانم باید با نیرویهای روانی (عقلانی و هیجانی) در درون خودم آن را برطرف کنم ولی برای آن نیاز به کمک درمانگر متخصص دارم.در حالی که مدیتیشن در راستای تقویت این ارادهٔ درمانی است (چون موارد فوق را اذعان میکند)، انرژی درمانی دقیقاً در خلاف آن است! چون میگوید: مشکلی در درون تو است که مربوط به تو نیست و انرژیدرمانگر با نیرویی شفابخش از بیرون، آن را رفع میکند.بطور کلی درمانها یا ادعاهای عجیب و غریب مثل همین انرژیدرمانی یا تلهپاتی یا پیشگویی آینده (که تا کنون تن به هیچ آزمایش کنترلشدهای ندادهاند) نوعی محرک برای دامن زدن به دفاع فرافکنی (خصوصا فرافکنی مسئولیت، اراده و توان تفکر§) است و افرادی که دفاعهای ناپخته دارند، به وفور و بدون اینکه کوچکترین سوالی برایشان پیش آید، گول آنها را میخورند.دقت کنیم که لازم نیست شما پول داده باشید تا بگوییم گول انرژیدرمانگر را خوردهاید. همینکه او شما را (حتی به رایگان) به تمسک به یک دفاع بدوی راضی کرده باشد و شما هم رضای

برچسب: نویسنده: مینا نظری تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 16:39

صفحه بندی